مرگ از زندگی پرسید این چه حکمتی است که باعث می شود تو شیرین ومن تلخ جلوه کنم

زندگی لبخندی زد و گفت دروغ هایی که در من نهفته است و حقیقت هایی که در تو وجود دارد 

زندگی زندونه و اسیر دربندش منم

همه زندونین و کسی نمیاد کمکم

نمی زاره لحظه ای غصه بره از تو سینه

می گه هر جا که بری آسمونش همینه

 


 

نوشته شده توسط شروین در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 8:41 موضوع | لینک ثابت