مرا آن نازنین از یاد برده

به آغوش فراموشی سپرده

امیدم خفته، اندوهم شکفته

دلم مرده ، تن و جانم فسرده

اگر من لاله ای بودم به باغی

 نسیمی می گرفت از من سراغی

دریغا لاله ی این شوره زارم

ندارم همدمی جز درد و داغی

دل من جام لبریز از صفا بود

ازین دلها، از این دلها جدا بود

شکستندش به خودخاهی شکستند

خطا بود آن محبت ها خطا بود 


 

نوشته شده توسط شروین در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت 9:42 موضوع | لینک ثابت